
من كجايي روزگارم ، كه خو دم خبر ندارم
گاهي گنگم گاهي خامو ش ، بيقرار بيقرارم
توي اين اشفته بازار ، اين منم كه سوت و كورم
ميون قسمت و تقدير ، يه گذر گاه عبورم
شايد اين لبخند بي روح ، باشه نقشي رو ي غمهام
ولي در عمق وجودم ، مي دونم كه خيلي تنهام
شايد اين لحظه ي اخر، بدونم كجا اسيرم
با ورم كن با ور من ، نمي خوام تنها بميرم

با منم غريبه هستي
از تو چشماي قشنگت ، مي خونم خيلي غريبي
خو گرفتي با غم دل ، تو از شادي بي نصيبي
چي بگم از اين دل تنگ، چي بگم كه دلفريبي
واسه دنياي كو چيكم ، چي بگم خيلي عجيبي
تو عجيبي تو غريبي ، اره اما دلفريبي
پيش اين دل ديوونه ،هستي اما نا شكيبي
سر روي شونم گذاشتي ،اما بغضو نشكستي
به خيالت نمي دونم ،از همه دنيا گسستي
ميون غمها نشستي ،رو خوشي چشماتو بستي
نمي بيني التهابو ،با منم غريبه هستي

ميذارم به يادگار ، اين ترا نه رو برات
بنويسش يه جايي ، كه باشه جلو چشات
راه ما يكي نبود، توي اين كوير درد
سهم ما تنهايي بود ،ميون شباي سرد
مثل يك رگبار تند ، شدي جاري از چشام
قيمت تو اين نبود ، ميدونم كه بي وفام
ميدونم توي دلت ، ديگه جايي ندارم
فرصتام تموم شده ، نگو راهي ندارم
ميدونم كه بردنم ، حكم با ختنه برام
ميدونم ازاين به بعد،دنيا زندونه برام
دنيا زندونه برام دنيا زندونه برام
انگاری که قهری بامن
انگاری دوستم نداری
مگه عشق من تو نیستی
پس چرا تنهام میذاری
از سکو ت تلخ جاده
دل آسمون گرفته
از صدای ناله ی باد
دل قاصدک شکسته
میو ن دلای عاشق
دل من عاشقترینه
حتی با چشمای بسته
میتو نه تو رو ببینه

به درو غ بهم نگو
که فقط منو میخوای
حالا من خو ب میدونم
که دلم رو نمی خوای
تو یه بازیچه می خوای
من نشد یکی دیگه
مو ندن و رفتن من
فرقی هم داره مگه
باز درو غ پشت دروغ
باز خطا پشت خطا
رو تو کم کن بی حیا
حیف از این دل به خدا
به دروغ بهم میگی
یه دنیا عاشقمی
ولی فردا نشده
میری سوی اون یکی
تو خیا ل کردی که من
خو ابمو نمی بینم
هر چقدر بپیچو نیم
من به دل نمی گیرم
باز درو غ پشت دروغ
باز خطا پشت خطا
رو تو کم کن بی حیا
حیف از این دل به خدا
اینم از خط و نشون
چیزی نیست میو نمون
بازی بسه بی وفا
یکی نیست که راهمون
من میرم سوی خو دم
تو برو با دیگرون
واسه تنهایی من
نه نشو دل نگرو ن
ميون اين همه عاشق دل فقط تو رو پسنديد
با همون نگاه اول عشقوتوچشماي توديد
شدي مهمون دل من با يه دنيا مهربو ني
درهمون لحظه كه قلبم مي مرداز بي همزبو ني
نميدم يه تار مو تو به يه دريا دٌر زيبا
نميدم برق نگا تو به يه دنيا دلخوشي ها
بيا تا با هم بسازيم قصرمونو از صداقت
توي ايونش بكاريم گلاي پاك محبت
بيا تا با هم ببينيم فردارو به رنگ ابي
كو چ كنيم به وادي عشق با همين دستاي خالي
حالا كه قدم گذاشتي به سراي پاك اين دل
بمون واسه ي هميشه بمون اي غزال خوشگل
نميدم يه تار مو تو به يه دريا دٌر زيبا
نميدم برق نگا تو به يه دنيا دلخوشي ها
ميون اين همه عاشق

امشب اولین ستاره پا تو اسمون میذاره
عطر یا سوعطر مریم گل از اسمون میباره
امشب اولین ستاره دست تو دست ماه میذاره
بو عیدو بو ی شادی از غدیر خم میاره
امشب اولین گل یاس میشکفه تو با غ احساس
علی اون مو لود کعبه میدرخشه مثل الماس
دل اون حیدر کرار میشه گنجینه ی اسرار
تا حدیث عشق و ایمان بمونه تو ذهن فرار
امشب اولین ستاره پا تو اسمون میذاره
عطر یا سو عطر مریم گل از اسمون میباره
امشب اولین ستاره دست تو دست ماه میذاره
بو عیدو بو ی شادی از غدیر خم میاره
امشب اون شا ه یتیمان او ن بزرگ مظهر احسا ن
اون که از جنس زمین نیست اون پناه بی پنا هان
میشکفه چه با سخا وت توی گلزار اما مت
میمونه واسه همیشه مثل خو رشید تا قیا مت
وقتي مني نميمو نه
تويي كه در فكر مني
وقتي مني نميدو نه
تو اي خداي مهر بون
اي مالك هفت اسمون
تا ب دل بي تاب من
نه منو از خودت نرون
تو يي كه با من ميمو ني
وقتي دل ازغم ميگيره
تويي كه با من ميموني
وقتي كه عالم ميميره
تو يي كه با من ميمو ني
و قتي پنا هي ندارم
تو يي كه با من ميموني
وقتي كه جايي ندارم
و قتيكه مي ايسته دلم
از وحشت حادثه ها
وقتي كه تنها ميمو نم
با يه دنيا دلهر ه ها
نمي دو نم كه چي ميشه
دلم فقط تو رو مي خواد
نمي دو نم كه چي ميشه
اسم تو رو لبام مياد
تو يي كه با من ميمو ني
وقتي مني نميمو نه
تويي كه در فكر مني
وقتي مني نميدو نه
تو اي خداي مهر بون
اي مالك هفت اسمون
تا ب دل بي تاب من
نه منو از خودت نرون

حس بارون زده ی من در غبار تو کدر شد
خاطرات گنگ و مبهم با ظهور تو مرور شد
نبود این لحظه ی دیدار مثل روزای گذشته
انتظار سرد و خاموش قلبمو در هم شکسته
.....
برو دیدار به قیا مت برو که سرت سلا مت
برو که دوستت ندارم نمی خوام اشک ندا مت
......
نه من اون گله ی اتیش نه تو اون ابر بهاری
نمی خوام فصل خزو نو دوباره یادم بیاری
با چه شو قی بیارم من اسمتو روی زبونم
جاری میشه اشک چشما مم برو دیگه نمی تو نم
......
برو دیدار به قیا مت برو که سرت سلا مت
برو که دوستت ندارم نمی خوام اشک ندا مت

اما ما .......... اما ... ما..... اما....................
آدما در یا ی رازند بعضی ها شون قصه سازند
بعضی ها اسیر رویا به توهم دل میبازند
....................
بعضی ها تو قا ب نفرت نمی دونم چیه حکمت ؟
چرا دوست دارن بمو نن تو ی تاریکی ظلمت
....................
بعضی ها نا مهربو نن قدر هم رو نمی دونن
نمی خوان تو ی دلا شون گل اشتی رو بشو نن
....................
اما ما اسیر عشقیم تو کو یر سر نو شتیم
با بد و خو به زمو نه انگاری تو ی بهشتیم
....................
گر چه ما ناله و آهیم سر تا پا غر ق گنا هیم


