| 
من كجايي روزگارم ، كه خو دم خبر ندارم
گاهي گنگم گاهي خامو ش ، بيقرار بيقرارم
توي اين اشفته بازار ، اين منم كه سوت و كورم
ميون قسمت و تقدير ، يه گذر گاه عبورم
شايد اين لبخند بي روح ، باشه نقشي رو ي غمهام
ولي در عمق وجودم ، مي دونم كه خيلي تنهام
شايد اين لحظه ي اخر، بدونم كجا اسيرم
با ورم كن با ور من ، نمي خوام تنها بميرم
|